موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت به بکلومتازون يا تركيبات آن، آسم پايدار (استاتوس) موارد احتياط: در كودكان و كساني كه دوزهاي بالا را براي طولاني مدت دريافت مي كنند باعث سركوب محور هيپوتالاموس ـهيپوفيز ـآدرنال (HPA) ميشود كه خطر كريز آدرنال را به همراه دارد. قطع مصرف اين داروها بايد با احتياط صورت گيرد. كساني كه دوزهاي بالاي mg20 در روز معادل پردنيزولون را دريافت مي كنند بيشتر مستعد اين حالتند. مواردي از نارسايي آدرنال منجر به فوت در بيماران آسماتيك كه از كورتيكواستروئيد استنشاقي به فرم آئروسل تغيير داده شده بودند گزارش شده است. آئروسل جايگزين فرم سيستميك جهت درمان بيماران دچار تروما، جراحي يا عفونت نيست.
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت مفرط به دارو يا اجزاي آن، درمان اوليه حملات آسمي مداوم يا در موارد حاد آسم (كه به اقدامات گستردهتر نياز است). در بيماراني كه ضايعات عفونتهاي ويروسي، قارچي، هرپسي و يا سلي دارند منع مصرف دارد. موارد احتياط : الف) تغيير رژيم درماني كورتيكواستروئيد سيستميك به استشنشاقي (در اين موارد مرگ رخ داده ست). در موارد استرس يا حملات آسمي شديد. ب) بيماراني كه مصرف كورتيكواستروئيد سيستميك را قطع كردهاند بايد بلافاصله مصرف مقادير زياد كورتيكواستروئيد خوراكي را شروع كنند و با پزشك معالج خود براي ياري بيشتر تماس بگيرند.
اثر بر آزمايشهاي تشخيصي ممكن است آزمونهاي عملكرد غده تيروئيد را تغيير دهد. هيدروكورتيزون ممكن است غلظت گلوكز و كلسترول را افزايش و غلظت سرمي پتاسيم، كلسيم را كاهش دهد.
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت مفرط نسبت به هر يك از اجزاي اين فرآورده. موارد احتياط : ضايعات پوستي ويروسي، قارچي، سلي ، اختلال گردش خون (ممكن است خطر زخم شدن پوست را افزايش دهد).
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت مفرط به دارو، و يا در بيماران مبتلا به عفونتهاي سيستميك قارچي (بجز در نارسايي غده فوق كليوي)، مصرف همزمان واكسنهاي زنده. موارد احتياط: زخم گوارشي، بيماري كليوي، زيادي فشار خون، استئوپروز، ديابت، اختلالات ترومبوآمبوليك، حملات تشنجي، مياستني گراويس، نارسايي احتقاني قلب (CHF)، سل، كمي آلبومين خون، كم كاري تيروئيد، سيروز كبدي، ناپايداري رواني، تمايلات سايكوتيك، زيادي چربي خون، گلوكوم، آب مرواريد (ممكن است اين موارد را تشديد كند). بيماران مبتلا به عفونتهاي ويروسي يا باكتريايي كه با داروهاي ضد ميكروبي كنترل نشدهاند.
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت مفرط نسبت به هريك از اجزاي اين فرآورده همچنين بهعنوان تك درماني در عفونتهاي پوستي مانند زردزخم يا سلوليت منع مصرف دارد. براي استفاده بر روي صورت، نواحي تناسلي يا زيربغل منع مصرف دارد.
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت مفرط به دارو. موارد احتياط فراوان: زيادي فشار خون، نارسايي احتقاني قلب (CHF)، يا بيماري قلبي (ممكن است اين حالات را تشديد كند؛ در صورت افزايش وزن يا فشار خون به ميزان قابل توجه يا بروز ادم و يا بزرگي قلب، بايد مصرف دارو قطع شود). موارد احتياط: الف) در درمان نارسايي غده فوق كليوي يا سندرم آدرنوژنيتال همراه با از دست دادن املاح ، مينرالوكورتيكوئيدها بايد همراه با مقدار كافي يك گلوكوكورتيكوئيد مصرف شوند. ب) بيماران مبتلا به بيماري آديسون نسبت به اثر دزوكسي كورتيكوسترون حساس تر هستند و ممكن است عوارض جانبي شديد در آنها بروز كند.
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: در بيماران بيش حساس به كورتيكواستروئيدها. موارد احتياط: اختلال گردش خون (احتمال زخم شدن پوست را افزايش مي دهد).
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت مفرط به هريك از اجزاي اين فرآورده، عفونتهاي قارچي چشمي، عفونتهاي درماننشده چشمي با عامل قارچي، ويروسي يا باكتريايي. موارد احتياط: الف) خراش هاي قرنيه. ب) اگر عفونت باكتريايي به سرعت به آنتي بيوتيكها پاسخ نمي دهد، مصرف بتامتازون بايد قطع گردد و از روش درماني ديگري استفاده شود. پ) طي دو ماه اول درمان با كورتيكواستروئيدهاي چشمي ، فشار داخل كره چشم بايد هر 4-2 هفته تعيين شود و بعد از آن، در صورت عدم افزايش فشار داخل كره چشم، اين آزمون هر 2-1 ماه انجام گيرد.
موارد منع مصرف و احتياط موارد منع مصرف: حساسيت مفرط شناخته شده نسبت به اجزاي فرآوردههاي آدرنوكورتيكوئيدي، عفونتهاي قارچي سيستميك. موارد احتياط: زخم گوارشي، بيماري كليوي، زيادي فشار خون، استئوپروز، ديابت، اختلالات ترومبوآمبوليك، حملات تشنجي، مياستني گراو، نارسايي احتقاني قلب (CHF)، سل، كم كاري تيروئيد، سيروز كبدي، بي ثباتي هيجاني، تمايلات سايكوتيك، ديورتيكول، كوليت اولسروز، آناستوموز رودهاي، هپاتيت، هرپس چشمي. توجه : از آنجايي که تريامسينولون استعداد ابتلا به عفونت را افزايش ميدهد و نشانههاي عفونت را پنهان ميسازد، اين دارو نبايد (به جز در موارد مخاطره آميز) در بيماران مبتلا به عفونتهاي ويروسي يا باکتريايي که توسط داروهاي ميکروبي کنترل نشدهاند، تجويز شود.
فارماكوكينتيك جذب: مقدار ناچيزي از دارو وارد پلاسما ميشود. پخش: دارو در گلبولهاي قرمز توزيع نمييابد. متابوليسم: دارو در كبد توسط سيستم سيتوكروم 3A4 به چندين متابوليت تبديل ميشود. دفع: راه اصلي دفع مدفوع و مقداري نيز ادرار ميباشد.
مکانيسم اثر اثر ضد التهاب: متيل پردنيزولون سيستم ايمني را از طريق کاهش فعاليت و حجم سيستم لنفاتيک سرکوب ميکند بنابراين لنفوسيتوپني (بويژه لنفوسيتهاي T) ، کاهش ايمونوگلوبولين و سطح کمپلمان، کاهش گذر کمپلکسهاي ايمني از غشا پايه و احتمالا ساپرس کردن واکنش بافتي به تداخل آنتي ژن ـ آنتي بادي را ايجاد ميکند. اين دارو يک گلوکوکورتيکوئيد با اثر متوسط ميباشد. اثر مينرالوکورتيکوئيدي نداشته ولي يک گلوکوکورتيکوئيد قوي با 5 برابر پوتنسي بيشتر نسبت به هيدروکورتيزون با وزن يکسان ميباشد. اين دارو معمولا به عنوان يک ضد التهاب و يک تضعيف کننده سيستم ايمني استفاده ميشود.
فراهمي زيستي دارو حدود 90-80 درصد و نيمه عمر آن 4-3 ساعت مي باشد. پردنيزون بطور عمده در كبد و مقاديري نيز در كليه و بافتها به متابوليت هاي غيرفعال تبديل مي شود. متابوليت هاي غير فعال اين دارو از طريق كليه دفع مي شوند.
تريامسينولون براي درمان علامتي اختلالات شديد التهابي پوست از قبيل اگزماهايي كه به ساير كورتيكواستروئيدهاي ضعيفتر پاسخ نميدهند و پسوريازيس به كار ميرود.
فارماكينتيك
متابوليسم كورتيكواستروئيدها عمدتاً درخود پوست صورت ميگيرد ولي متابوليسم پوستي اين دارو نسبت به ساير كورتيكواستروئيدهاي پوستي كمتر ميباشد و به همين دليل جذب سيستميك دارو نسبتاً بالا ميباشد. متابوليسم دارو كبدي است.
تريامسينولون براي درمان جايگزيني در نارسايي غده فوق كليوي استفاده مي شود. اين دارو همچنين در درمان علامتي اختلالات التهابي و آلرژيك و در جهت سركوب كردن سيستم ايمني استفاده مي شود. تريامسينولون در هيپرپلازي مادرزادي آدرنال ادم مغزي و بيماري هاي روماتيسمي نيز مؤثر است
پردنيزولون در درمان حالت هاي التهابي و آلرژيك چشم و گوش كه به كورتيكواستروئيدها پاسخ مي دهند، استفاده مي شود. اين دارو ممكن است براي درمان طولاني مدت ترجيح داده شود زيرا احتمال افزايش فشار داخل كره چشم، اين دارو كمتر باشد.
پردنيزولون براي درمان جايگزيني در نارسايي غده فوق كليوي استفاده مي شود. اين دارو همچنين در درمان علامتي اختلالات التهابي و آلرژيك و در جهت سركوب كردن سيستم ايمني استفاده مي شود. پردنيزولون در هيپپلازي مادرزادي غده فوق كليه، بيماري هاي التهابي روده، بيماري هاي روماتيسمي و ادم مغزي نيز مؤثر است.
متيل پردنيزولون براي درمان جايگزيني در نارسايي غده فوق كليوي استفاده مي شود. اين دارو همچنين در درمان علامتي اختلالات آلرژيك التهابي و در جهت سركوب كردن سيستم ايمني استفاده مي شود. متيل پردنيزولون در هيپرپلازي مادرزادي غده فوق كليه، ادم مغزي و بيماري هاي روماتيسمي نيز مؤثر است.
هيدروكورتيزون براي درمان جايگزيني هورموني در نارسايي غده فوق كليوي استفاده مي شود. اين دارو همچنين در درمان علامتي بيماري هاي التهابي مانند بيماري التهابي روده و هموروئيد و نيز واكنش هاي حساسيتي مانند شوك آنافيلاكتيك، آنژيوادم و در جهت سركوب كردن سيستم ايمني استفاده مي شود. هيدروكورتيزون در هيپرپلازي مادرزادي غده فوق كليه، ادم مغزي و شوك نيز موثر است اين دارو همچنين جهت تشخيص سندرم كوشينگ و افسردگي آندوژن به كار مي رود.
هيدروكورتيزون در درمان حالت هاي التهابي و آلرژيك چشم و گوش كه به كورتيكواستروئيدها پاسخ مي دهند، استفاده مي شود.
فارماكينتيك
از طريق زلاليه، قرنيه، عنبيه، مشيميه، جسم مژگاني و شبكيه جذب مي شود. جذب سيستميك دارو فقط در مقادير خيلي بالا يا در صورت درمان طولاني مدت كودكان اهميت مي يابد.
هيدروكورتيزون در درمان علامتي اختلالات ناشي از آلرژي و يا التهابي پوست نظير اگزما، درماتيتها، زخم قنداق بچه و نيش حشرات به كار ميرود.
فارماكينتيك
متابوليسم اين دارو عمدتاً در خود پوست صورت ميگيرد. به دنبال جذب سيستميك، در كبد نيز متابوليزه ميشود. نيمه عمر هيدروكورتيزون آزاد حدود 2 ساعت ميباشد.
اين دارو مثل همه كورتيكوستروئيدهاي چشمي براي درمان بيماريهاي آلرژيك و التهابي پلك ، ملتحمه، قرنيه، و قسمت قدامي كره چشم استفاده مي شود. اين فراورده به خاطر اينكه در صورت مصرف طولاني با احتمال خيلي كمي موجب افزايش فشار داخل چشمي مي شود. نسبت به ساير فراورده ها ترجيح داده مي شود.
فلوئوسينولون در درمان علامتي اختلالات آلرژيك و يا التهابي پوست نظير اگزما، انواع درماتيت، پسوريازيس و نيش حشرات به كار ميرود.
فارماكينتيك
متابوليسم كورتيكواستروئيدها عمدتاً در خود پوست صورت ميگرد، ولي متابوليسم پوستي اين دارو نسبت به ساير كورتيكواستروئيدهاي پوستي كمتر بوده و به همين دليل امكان جذب سيستميك آن نسبتاً بيشتر مي باشد. دارو داراي متابوليسم كبدي نيز ميباشد.
دگزامتازون براي درمان جايگزيني در نارسايي غده فوق كليوي استفاده مي شود. اين دارو همچنين در درمان علامتي اختلالات التهابي و آلرژيك و در جهت سركوب كردن سيستم ايمني بكار مي رود. دگزامتازون در هيپرپلازي مادرزادي غده فوق كليوي، ادم مغزي، شوك بيماريهاي التهابي رماتيسمي و همچنين جهت تشخيص سندرم كوشينگ و افسردگي آندوژن به كار مي رود
كلوبتازول فقط براي درمان علامتي كوتاه مدت اختلالات شديد و مقاوم التهابي پوست از قبيل اگزما recalcitrant كه به ساير كورتيكواستروئيدهاي ضعيفتر پاسخ نميدهد و پسوريازيس به كار ميرود
درمان آسم مزمن، پروفیلاکسی و درمان علامتی رینیت آلرژیک، درمان سندروم کروپ ( croup syndrome) در کودکان
فارماكينتيك
بودزوناید پس از تجویز به فرم خوراکی به خوبی از دستگاه گوارش جذب می شود. به علت متابولیسم عبور اول کبدی گسترده فراهم زیستی دارو حدود 10% می باشد . نیمه عمر دارو بین 4-2 ساعت است. دارو به میزان 88% به پروتئین های پلاسما متصل می
بتامتازون براي درمان جايگزيني در نارسايي غده فوق كليوي استفاده مي شود. اين دارو همچنين در درمان علامتي اختلالات التهابي و آلرژيك در جهت سركوب كردن سيستم ايمني، هيپرپلازي مادرزادي غده فوق كليوي و تحريك بلوغ ريوي جنين در زايمانهاي زودرس و ادم مغزي نيز مؤثر است.
بكلومتازون به عنوان درمان نگهدارنده در بيماران مبتلا به آسم نايژه اي مزمن بكار مي رود.
فارماكينتيك
بكلومتازون سريعاً از ريه ها و مجرا ي گوارش جذب مي شود. حدود 25-10 درصد داروي مصرفي به ريه ها مي رسد و بقيه در دهان و گلو رسوب كرده يا بلعيده مي شود. متابوليسم دارو عمدتاً سريع و از طريق كبدمي باشد ولي بخشي نيز در كليه، ريه، يا ساير بافتها متابوليزه مي شود. دفع آن از طريق مدفوع يا كليه ها صورت مي گيرد.